پایان دادن به پروژه سنگین مو کوتاه کردن ونمایشگاه کتاب
بالخره بعد از تلاشهای زیاد موفق شدیم موهای رادوین رو کوتاه کنیم 
14 اردیبهشت فاطی (مادرشوهری) رادوین رو برد بیرون تا باهم خرید کنن
از خونه کلی باهاش صحبت کرد که رادوین موهات باید کوتاه بشه برات جایزه میخریم
کلی حرف حرف حرف ولی رادوین راضی به این کار نمیشد تا اینکه بلخره رضایت داد . و مادرشوهری بردش ارایشگاه تو بغل خودش نگه داشته بود کمی غر غر کرده بوده ولی دیگه صداش درنیومده بود
وقتی اومد خونه با خوشحالی اومد بالا ذوق میکرد میگفت نومینا ببین موهام کوتاه شده
موهای پشت سرم دیگه نیستن 

نمونه ایی از شیطنتهای رادوین

دیروز به اتفاق فهیمه جون و اقا شهریار و بابا احسان به نمایشگاه کتاب رفتیم
و برای رادوین کلی کتاب خریدیم کتابهای قبلی براش دیگه جذابیت نداشت




و بعد رفتیم پارک اب و اتش
عاشق پل طبیعتم یه ارامش خوبی بهم میده .


محبوبه جون جاتون خالی بود خیلی یادتون کردیم.
رادوین رو کلاس استعدادهای کودکان ثبت نام کردم و امروز اولین جلسه کلاسش هست .


پایان دادن به پروژه سنگین مو کوتاه کردن ونمایشگاه کتاب 





